نویسنده موضوع: کتاب: مبانی درست‌نویسی زبان معیار فارسی، ص ۵۸تا۶۶  (تعداد بازدید: 752 بار)

0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.

آفلاین سمیرا میرنظامی

  • کاربر نیمه‌فعال
  • **
  • فرستادن: 33
مشخصات کتاب‌شناختی:
ناصر نیکوبخت، مبانی درست‌نویسی زبان معیار فارسی، چ۱، تهران: چشمه، ۱۳۸۶، ص ۵۸تا۶۶
چکیده‌ساز: سمیرا میرنظامی، ویراستار گروه «ویراستاران»، www.viraiesh.ir
فصل دوم: درست‌نویسی زبان فارسی معیار
۲.۳. عوامل خروج از زبان معیار
۲.۳.۱. خروج از موازین و قواعد دستوری
۲.۳.۱.۳. یکی از موارد خروج از قواعد دستوری در زبان فارسی، تبعیت از دستور زبان عربی در مطابقت صفت و موصوف ازنظر جنس است. یعنی در زبان عربی برای موصوف مذکر، صفت مذکر و برای موصوف مؤنث، صفت مؤنث می‌آورند؛ مثل: معلمٌ جیدٌ.
در نثر فارسی نیز بسیاری از نویسندگان تحت‌تأثیر زبان عربی تا سال‌ها پیش، از این قاعده تبعیت می‌کردند. ترکیب‌های وصفی زیر غلط محسوب می‌شود: بانوی محترمه، نامه مورخه و... .
نکتۀ ۱. در زبان فارسی پاره‌ای از ترکیب‌های وصفی به شکل عربی جا افتاده است؛ مانند: امور خارجه، گناهان کبیره و... . در زبان عربی برای اسامی جمع مکسر نیز صفت مؤنث می‌آورند. در زبان فارسی چنین قاعده‌ای وجود ندارد. علوم مختلف به‌جای علوم مختلفه.
نکتۀ ۲. در زبان فارسی جایز نیست اسامی و صفات عربی مربوط به زنان را با «ة» مؤنث آورد؛ مثل شاعرۀ گرامی.
۲.۳.۱.۴. تنوین در فارسی
در زبان فارسی تنوین «ـً»، «ـٍ»، «ـٌ» وجود ندارد و تنها کلمات دخیل عربی در فارسی با تنوین به‌کار رفته است. مثل: اتفاقاً، غالباً و... .
قاعدۀ ۱. در زبان عربی کلمۀ غیرمنصرف تنوین نمی‌گیرد. از میان کلمات غیرمنصرف عربی، به دو کلمه، در زبان فارسی تنوین داده‌اند که غلط محسوب می‌شود: اقلاً و اکثراً.
قاعدۀ ۲. نمی‌توان به قیاس عربی، به کلمات غیرعربی اعم از فارسی، ترکی، مغولی و لاتین تنوین داد: ناچاراً، زباناً و... .
قاعدۀ ۳. در زبان فارسی تمام کلمات تنوین‌دار قید مختص هستند؛ بنابراین می‌توان آن‌ها را به‌صورت قید فارسی بیان کرد: به‌ناچار، زبانی و... .
قاعدۀ ۴. کاربرد کلمات عربی تنوین‌دار در خط فارسی غلط نیست؛ اما در زبان معیار فارسی بهتر است به‌جای این‌گونه کلمات، واژه‌ها و ترکیب‌های فارسی قرار داد: به‌ندرت به‌جای ندرتاً؛ به‌تازگی به‌جای اخیراً.
۲.۳.۱.۵. معطوف‌کردن ترکیب‌های اضافی
در زبان محاوره گاه پاره‌ای ترکیب‌های اضافی و وصفی به‌صورت معطوف تلفظ می‌شوند و این غلط فاحش گاه وارد زبان مکتوب نیز شده‌ است و باید از آن پرهیز کرد. پاره‌ای افعال معطوف در زبان فارسی امروز بدون واو عطف تلفظ می‌شوند که به زبان معیار نزدیک‌تر است:
ترکیب غلط معطوف            ترکیب اضافی صحیح
قوس و قزح               قوس قزح
زاد و بوم               زادبوم
خواروبار               خواربار
۲.۳.۱.۶. ساخت مصدر جعلی (صناعی) با «یت»
در عربی نوعی مصدر از اسم منصورب ملحق به «ة» تأنیث ساخته شده که به آن مصدر صناعی گویند.  این مصدر معمولاً از اسم فاعل، اسم مفعول، مصدر، اسم مکان و... بنا می‌شود. در زبان عربی درصورتی‌ به این کلمات مصدر جعلی می‌گویند که قبل از آن‌ها موصوف لفظاً و تقدیراً ذکر نشود، درغیر این صورت به آن اسم منسوب گویند. ساختن مصدر جعلی چه در فارسی و چه در عربی، در مواردی معمول بوده‌ است که از همان ریشه هیچ مصدری که عین آن معنی را برساند، مستعمل نباشد و دیگر اینکه «یت» در آن لفظ، معنای بودن و شدن را برساند.
در زبان فارسی گاه از روی قیاس کلمات غیرعربی را به «یت» ملحق کرده‌اند که در زبان معیار فارسی این‌گونه کلمات غلط محسوب می‌شود. مثل: ایرانیت، منیت و... .
۲.۳.۱.۷. ساخت کلمات قیاسی به‌طریقۀ قرینه‌سازی (Anology)
۲.۳.۱.۷.۱. تبعیت از زبان عربی
در زبان فارسی برخلاف زبان عربی نمی‌توان از ریشۀ سه حرفی کلمه، کلمات دیگری ساخت؛ اما گاه فارسی‌زبانان به شیوۀ قیاسی از بعضی کلمات فارسی یا عربی، کلماتی با مقوله‌های متفاوت دستوری ساخته‌اند که شایسته است از کاربرد آن‌ها در زبان فارسی معیار علمی اجتناب شود. البته پاره‌ای از آن‌ها در زبان فارسی، مصطلح شده و کاربرد آن‌ها جایز شمرده شده است.
کلمۀ جعلی            کلمۀ صحیح
بلادرنگ            بی‌درنگ
گلایه               گله
تبانی               همدستی
۲.۳.۱.۷.۲. تبعیت از کلمات زبان لاتین و ترکی
در زبان فارسی پاره‌ای کلمات لاتین یا ترکی وارد شده است که ازنظر شکل ظاهر و به‌قیاس کلمات فارسی، تصور شده کلمۀ مرکب یا عدد و معودند؛ درنتیجه به قرینۀ آن‌ها ساخته شده و گاه بعضی از آن‌ها رواج یافته است: دوجین (dozen): یک بستۀ دوازده‌تایی از هرچیز؛ در فارسی ساخته شده: یک جین، سه جین و... .
دوقلو (کلمۀ ترکی مرکب از دوق: مادۀ فعل دقماق به‌معنی زاییدن+ لو: پسوند شباهت)؛ در فارسی ساخته شده: سه‌قلو، چهارقلو و... .
۲.۳.۱.۸. کاربرد افعال وصفی ( صفت فعلی)
فعل در زبان فارسی به دو صورت به‌کار می‌رود: فعل صرفی و وصفی. فعل صرفی دارای زمان و شخص است؛ ولی فعل وصفی بدون زمان و شخص است: فعل صرفی از رفتن: رفتم، رفته بودی و... . فعل وصفی از رفتن: تو دیروز رفته، آن‌ها فردا رفته و... .
قاعده
در کاربد فعل وصفی در جمله، باید به چند چیز توجه کرد:
۱. فاعل جملۀ وصفی و حرفی یکی باشد:
دیروز به موزه رفته، به تماشای آثار باستانی پرداختم. (ص)
دیروز به موزه رفته، دانش‌آموزان دبیرستان آنجا آمده بودند. (غ)
۲. بعد از فعل وصفی «واو» عطفی نمی‌آید:
به خانه رفته، غذا خوردم. (ص)
به خانه رفته و غذا خوردم. (غ)
نکته
در جمله‌های عطفی باید به فعل‌های دیگر جمله توجه شود؛ زیرا چه‌بسا جزء فعل کمکی از فعل اول به قرینۀ فعل دوم حذف شده باشد.
سال‌ها پیش به دانشگاه رفته و درس خوانده بود. (ص)
اصل جمله: سال‌ها پیش به دانشگاه رفته بودم و درس خوانده بودم.
۳. در جمله‌ها و عبارت‌های معطوف، شایسته است تا آنجا که می‌توانیم از به‌کاربردن افعال وصفی اجتناب کنیم؛ زیرا تشخیص وجه وصفی از صرفی، به‌ویژه در افعال ماضی بعید و التزامی درصورتی‌که فعل به قرینه حذف شده باشد تا حدی دشوار است.
۴. درصورت لزوم به‌کارگیری فعل وصفی، باید در یک جمله بیش از یک یا دو فعل وصفی به‌کار نبریم؛ زیرا کثرت کاربرد افعال وصفی موجب التباس زمان و شخص می‌شود.